شیعیان نیز عریضه ای به ملجا و ماوای خود نوشتند و عرض حال با مولای خود نمودند و از آن ساحت اقدس نیز جواب چنین صادر گردید:
"همانا رسیده است بر ما اینکه،عده ای از شما در دین خود به تزلزل افتاده و شک و حیرت نسبت به اولی الامرشان به آنها هجوم آورده.این مطلب ما را مغموم ساخته؛ البته برای شما نه برای خود و ناراحت شدیم به خاطر شما نه به خاطر خود،چون خدا با ماست و احتیاجی به غیر او نداریم."
امام زمان از تحیر و تزلزل دوستانشان غمناک می شوند . دریای رافت او،چون دوستانش را به ورطه ی بلا می نگرد می خروشد و نه تنها حزن و اندوه خود را اظهار می کند بلکه ابراز می کند که این حزن و اندوه برای خودش نیست بلکه برای محبانش هست!
به راستی که کسی که خدا را دارد به هیچ کس و هیچ چیز دیگر نیاز ندارد و امام زمان به عنوان تنها ذخیره الهی بی شک در سایه سار الطاف الهی به سر می برند.کسی که در چنین مقام و جایگاهی است و بی نیاز از هر کسی و چیز دیگر است شاید همین مقدار که به پاسخگوئی محبانش می پردازد بالاترین درجه های رافت و مهربانی را به نمایش می گذارد چه برسد به زمانیکه در جوابیه صادره از مقام ایشان اشاره به دلسوزی برای متزلزلان می شود.کسی که خود بی شک به دور از هر گونه گمراهی و ضلالت است و نیاز به کسی دیگر هم ندارد ... در بالاترین نمونه از نمایش رافت و رحمت بیکران الهی بیان می دارد که نسبت به گمراهی و حیرت دیگران نه تنها بی تفاوت نیست بلکه از تحیر آنان مغموم است!
باشد که از دریای عواطف و رافت آن بزگوار نمی بر پیکر ما نشیند و تطهیر روح و جان کند!
خواندن مطالب مرتبط با این عنوان از اینجا
حضرت اما رضا(ع) :
کم من مومن متاسف حیران حزین عند فقد الماء المعین (اثباة الهداة 6/381)
چه بسیار مومن دلسوخته ای که در فقدان آب گوارا در حیرت و حزن به سر می برند.
حضرت چه زیبا محرومیت دوران مستوری را به تصویر می کشد.براستی که امام زمان (عج) چنین است (آب گوارا) و دوران غیبت نیز چنان ( دوران منع تشنه از نوشیدن آب گوارا)
دوران غیبت
دوران پروانه های جان است در غیاب شمع جانان
و صحبت بلبل است در فراق گل
و دوران دوری از تمام خوبی هاست
و دوران در پرده بودن تمام روشنائی هاست
هنگامه ی به چاه افتان هاست
و گاه لرزیدن و ترسیدن هاست
و بحبوحه نالیدن هاست
و وقت بی خوابی و بی آسایشی هاست
عصر محرومیت از چشمه ی ولایت و پرده نشینی یار و محجوبی جمال و کمال اوست
دوران رنجوی پروانه هاست . پروانگانی که در جستجوی نورند نه چون خفاشان کور و این شب را پایانی نیست مگر با پگاه ظهور
آنانکه در محضر نور نشسته اند حال و هوای تاریکی را می دانند و آنها که لذت حضور را چشیده اند طعم تلخ هجران را درک می کنند.
متاسفانه از آنجا که خورشید حضور امام زمان در این دوران در ورای ابرهای غیبت پنهان است در نتیجه برای همه امکان دسترسی به آن حضرت میسور نیست و همان خاصان و خالصان که از فیض حضور بهره مندند اظهار نمی کنند و اگر چیزی بشنوند فاش نمی سازند که اگر جز این بود به خوان قربتش ضیافت نمی شدند.
اندک تشرفات و آستان بوسی ها که نقل گشته برای اتمام حجت دلهای غافل و تحکیم رشته ی محبتش در دل است تا مایوس نگردیده و دست از طلب نکشند:
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن بر آید
اما به هر حال همین اندکی که حرا بخش دلهای سرد است نیز شعاعی است از آفتاب جمالش و هر آنچه را نقل کرده اند مصرعی است از دیوان فضائلش.
چونکه خورشید جسم حضرت نا پدید است اگاهی به مرام و معرفت و خلق و خوی ایشان نیز به راحتی میسور نیست و در این میان نیز اگر از عناد و کینه ی دشمنان بگذریم گاها کم لطفی ها و عدم آگاهی بسیاری از محبان و دلسوزان نیز مسبب آن است که چهره ی اخلاقی حضرتش دستمایه ی تحریفاتی قرار گیرد که متاسفانه بر مهجوری ایشان می افزاید و ایمان های سست و دلهای مریض و قصد های سوء را تحت الشعاع تاثیر خود قرار می دهد .
متاسفانه یکی از ابعاد این سوء معرفت و شناخت ناقص که شاید من جمله ی مهمترین های آن هاست اشاره به این موضوع است که حضرت صاحب در هنگامه ی ظهور و اعمال ایشان بعد از ظهورشان سراسر خشم و غضب و کینه و خون ریزی است .
بنا است به حمایت خاصه ی حضرت ولی عصر چند مقالی به این منظر توجه بیشتر معطوف داشته و امید آن است که در پایان این سیر نوشتاری به آن حد از درک برسیم که ایشان نه تنها مامور به غضب و خشم نیستند بلکه نماد رحمت و رافت الهی بوده و رحمتشان که شعاعی از انوار رحمت الهی است بر غضبشان پیشی دارد.
مطالب این بخش از کتاب "مهر بیکران" تالیف آقای محمد حسن شاه آبادی است که حقا کتابی مشابه این کتاب (مشابهت موضوعی ) در زمینه ی مهدویت تا کنون مشاهده نکرده ام.
ضمن آرزوی توفیق برای ایشان اشاره می کنم که مطالب اندکی مورد دخل و تصرف است و علاوه بر ویرایشات ادبی ،اضافاتی نیز داشته ام که البته در زمینه ی روایات و نقل احادیث و منابع نبوده است.
«ان رحمةربكم وسعت كل شيء و انا تلك الرحمة»
مجلسي،بحارالانوار،ج53،ص 11.
همانا رحمت پروردگارتان همه چيز را در بر گرفته و من مظهر همان رحمتم.
Afterhis reappearance,imam zaman will say to people: indeed blessing of your lordhas spread everything and I am the sign of the same blessing.
مهدي مظهر رحمت ومحبت الهي است؛رحمت بي پاياني كه همه چيز را در عالم هستي در بر گرفته است.مهدي موعود ظهور مي كند تا جهانيان را از مهرباني ومهرورزي سرشار گرداند و محبت و رحمت الهي را به نهاي درجه كمال برساند.
او پس از ظهور فرخنده اش دست ولايت و رحمت خويش را بر سر مردمان مي كشد وعقل و ايمان و اخلاق ايشان را به اندازه ي ظرفيتشان تكامل مي بخشد.
بدين سان موعود ما پيش از آن كه مظهر قهر وانتقام الهي باشد مظهر رحمت ومحبت بي پايان رحماني است؛به گونه اي كه قهر و انتقام او هم ريشه در رافت ورحمت خداييش دارد،چرا كه شمشير قهر مهدوي فقط و فقط براي از ميان برداشتن كساني است كه هيچ اميدي به تربيت و هدايتشان نيست؛همانان كه دشمنان مهر و محبتند و جز فساد و تباهي و كشتار و جنايت هدفي در سر نمي پرورانند.
نبض زمین و زمان در سینه ی او میزند.افلاک از شهاب تا خورشید دل به چشم های شهلای او خوش کرده اند.کهکشان ها در سفر خویش پای تخت او بار می نهند...ولی افسوس،این همه را چرا کسی با آدمیان نمی گوید؟ سعید مقدس
فرازي از حديث قدسي لوح(لوح سبز فاطمي):
...آنگاه سلسله ي امامت را با فرزند او(امام حسن عسكري[ع])م ح م د كه رحمتي براي جهانيان است كامل گردانم.
كليني ،الكافي،ج1 ،ص527
